تنها و تنها فانوسی که می تواند هدایتمان کند به سمت و سوی دریافت جلوه ولایت را اگر خواسته باشی
همین جاست!!
برای دستیابی به آنچه بیان شد روی عبارت زیر کلیک کنید.
در
با سلام خدمت خواننده گرامي وبلاگ !
حضرت استاد دكتر سيد علي موسوي مي فرمايند :
عاقل ترين انسان كسي است كه ....
آيا مايليد ادامه آن را بيابيد و نظر دانشمند معظم را بخوانيد؟؟ بلي!!
پس روي لينك زير كليك نمائيد.
دیر زمانی است که ردپای خویشتنم نیز بر این سرزمین رخ نبسته بود
امروز آمده ام با هدیه ای آسمانی برای شما!!!
و آن شرکت در مراسم با شکوه گوهرهای ناب آسمانی و بارش جلواتی حقیقی است برای رسیدن به سر منزل مقصود!!! البت انشاا... اگر لایق باشیم!!
مراسم پر فيض ماه مبارك رمضان در محضر استاد نحرير
مقاله
در سایت دانشمند معظم دکتر سید علی موسوی درج شد.
تنها فرصت را غنیمت شمار و بخوان جمله گهربار
حضرت استاد را در مقام شامخ استاد و معلم و بی نیازی
آدمی!!!!
برای مشاهده جمله
حضرت استاد دکتر سید علی موسوی
روی عبارت معلم کلیک کنید.
سلام خواننده گرامی وبلاگ اندک جویبار !!!
بخش خبر به
سایت
حضرت استاد دکتر سید علی موسوی
اضافه شد.
سوالي مطرح شد در اين خصوص كه سفر بايد با كوله باري سبك باشد يا سنگين ؟؟؟
خواننده محترم !!
آدمي در سير درسهاي ناب حضرت استاد كم كم به اين كه چگونه بايد باشد و چگونه بايد برود پي خواهد برد پس باش و بخوان مقاله زيبايي از سلسله مباحث ناب حضرت استاد
دانشمند معظم محقق و فيلسوف متاله دكتر سيد علي موسوي
از الهيات و شفاي بن سينا و بياب كه آدمي در اين سفر چگونه باشد قوي است و چون باشد ضعيف است و گامهايش براي رفتن سست و بي بنياد همانند خاك يا چون سنگ محكم و استوار و بي تاثير از گذر زمان البت شايد سنگ هم فرسايشي داشته باشد ولي آنگاه كه هست هست بودني مستدام نه در لغزش!!!!
ضعف ها موجب تاثیر پذیری و بروز شر در عالم
كوله بار سبك يا سنگين را پيش از آنكه ببندي
يافته ايم در اين وادي كه چه ها بايد داشت ؟؟؟؟؟
آن هنگام كه صداي زنگ كاروان از دوردستهاي وجودت اگر و اگر رسيد ...
پيش از كوله بار و والاتر از و شرط اول همسفري بي خودي است بي قيدي
است از همه پستي هاي خود و خودخواهي و ....
پيمان داري است - وفاست چون نسيم و چه ها و چه هاي دگر كه اگر نداري
و اگر سستي در اين گذرها اول كوله ات را بر زمين نه بساز خويشتن خويش
را كه آن ساختن هم آسان نيست نسازي مانده اي
و بماني مي روند و تو .......
حتي حتي آتش به جا مانده از كاروان عشقش نيز نخواهي بود
و اين است بدبختي عظماي آدمي در اين كوتاه سراي.....
سلام خواننده گرامی وبلاگ اندک جویبار !!
تا به حال شده است به سفری بی کوله بار رفتن را گزینی؟
در اندرونی ات با خویش به گفت و شنود آیی و ... سبکبالی را در بی کوله و ... گزینی؟؟
شده است بخواهی به کوه بروی و فقط بروی ......
چه با خود می بری ؟؟ یک کوله پشتی ؟؟
در سفر به سمت و سوی جانان با خویشتن خویش به گفت آمده ای ؟؟ بگذر از اینکه آیا برای این سفر شایستگی ام هست یا نه که خواهی یافت در میانه راه یا شاید در همان آغازین سفر ....
انسان با کوله بار سنگین به یار قربش بیشتر است؟
یا با سبکبالی ؟
کدام؟
(در انتظار جوابتان می مانم
و بعد با هم به گفت و گو خواهیم نشست!)
خواننده گرامی اندک جویبار !
بخوان حقیقت ناب دانشی که از اکسیر علم به جوش و خروش آید
پدیدآورندگان دانش زمان و دانش جان؟؟؟
سر دانش در اسرار جهان(اینجا کلیک کنید)
حنيف
يعني : ميل از آنچه هست به حق
و حنيف راه مستقيم است
و بدان اگر راهي كه مي روي كج باشد
۱- عمري را گم طي خواهي نمود
۲-تو را ملعبه راه كج قرارت مي دهند
آنکه حنیف شد می شکند آنچه باید بشکند
و گرنه گمی است در خویشتن خویش اسیر...
(کاش فریاد از گلو برون آمدی و پوست خودی همی بدرانمی و رهای رها از همه قیدها و اسارتهای نهان در جان جانم به سمت و سوی حقیقتی روشن به پرواز درآمدی به سمت و سوی حقیقت یار حقیقی و این است آزادی ...)
السلام علیک یا ثارالله
ثار الله به معنی خون خداست یعنی کسی که بی دریغ خون
خود را در راه حق نثار می کند.
حقیقتاْ امام حسین (ع) و یاران باوفایشان جلوه حقیقی ثارالله هستند.
برگرفته شده از سلسله مباحث درسی حضرت استاد
دکتر سید علی موسوی
(البته معنی کامل و جامع ثارالله از بیانات ناب حضرت استاد می باشد.)
ورود به سایت فلسفه حکمت و عرفان دکتر سید علی موسوی(کلیک کنید.)
آنان که شتابان رهرو کوی معشوقند منحرفند
و تمامی انحرافها از ولع هایند.
استاد دکتر سید علی موسوی
تفسیر مبارک سوره حج
![]()
عجیب نیست! چه انتظار از وفای تو حال که در اندرونی ام ردی از وفا نیست! و در معادله بی نهایت مجهولی عشق بازنده ترینم اما
کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها
آن ساحل نشینان اقیانوس بی کران عشق لایزالش و آن والهان و شیدایان حقیقی سرمنزل مقصود در عین گمی !!!!
و در این بی وفایی ام و سوختن و شکستن عظیم که هیچگاه هیچ کس جز خدا نخواهد دانست و باور کرد چه به شناختها از خود و خودیتم نصیبم شد؟؟؟؟ آنچه می خواستم نثار بود و گم کردن خود نه یافتن خود آن خودی که هر لحظه جانم در آن غرق است اگر نبود که اینجا نبودم ...
آری بی وفایم ولی هفته ای نیست که طی نشود با خواب و خیالش ... و مرا که ثابتم کردند که عاشق نیستم و لفظ بازی نقاب به صورت زده به شوق بودنی از جان جان نیاورد ! گویندم باورت نشد که لایق بودن نیستی !! تا به حال شده است بیابی نبودت از بودت برتر است که این است رسم دنیا؟؟؟ خوشا به حال عاشقان حقیقی کوی یار که نابترین و زیباترین لحظه های خویشتن خویش با تخیل معشوق به سر برند و چه خوش تر ! تو ! ای یگانه معنی ایثار که با تلمذ در آستان قدسی اش فتیله زمان به دست روزگاران بالا و بالاتر بری و ...
و با خود اندیشیدمی چیست نهایت این خیال و شکوه و عظمت محبوب که یافتم این جمله ناب را از کلام نافذ یگانه معلم قرن همو که تصویر زیبایشان را در سمت راست پائین وبلاگ مشاهده می نمائید ایشان در یکی از مقالات نابشان فرموده اند :
بسیاری از عرفا تخیل را اصل در شکوه و عظمت محبوب دانند. چنانی که هر عاشق با تخیل معشوق، زیباترین زمان خویش را طی میکند.
و حال دوست من اگر و اگر بیشتر در جستجوی حقیقت باشی در اقیانوس لایزالش لولو و مرجانهایی بس ناب به دست خواهی آورد! روزگاری است که بحث نفس آن یگانه یار باوفا! به لطف حضرت استاد فرزانه دکتر سید علی موسوی در روان است و چه زیبا می فرمایند حضرت استاد :
هرآنگاه که اشراق نفس رهای از غبار تن و جسم گردد،
«فلا یبقی الفرق بین الاحساس و التخیل»
فرقی بین احساس و تخیل نمیماند.
گاه در این تنهایی خویش که جز اویم کسی نیست !! تنهایی که بی آزارترین لحظات است نه برای خود برای دیگران که از سرشت و خوی بدم در امانند از پستی ام به دورند دلم می خواهد جانم از سینه رها شود و رهاتر نفس معظمی که از نابخردی ها و جهالت نوع آدمی چه دردها به دوش همی کشد!
در همین گاه افکار بود که الوانی در اوج بی رنگی ندایی بر جانم و نوری در تاریکی وجودم نشاند و بار دگر چونان فانوس دریایی همیشه استواری بر ساحل تاریک شبانگاه عرشه کشتی وجود سوسوی از دوردستهای دورش نمود و گفت : قبل از نفس اشراق عقل است که مهم است.... آری اگر تامل می کردم و اگر می اندیشیدم که چون بودمی و چون باید باشم .......
چرا دیگری را گزیدن حال که تویی؟
چرا دل به غیر بستن؟
چرا در اوج بی باوریهای اغیار باز ... ؟ چرا بی وفایی؟ چرا جفا؟ چرا خوبی در فاصله دور دستهای دور است با ...؟؟
چرا دل کندن سخت است از اغیاری که خود غرق دیگری هستند؟؟ آیا اصلا او غیر است؟؟
چرا آدمی اسیر و پای در گل امیال ... ؟
چرا به جای افتادن در غیری که جز دور و تسلسل چیزی نصیب نیست آدمی را (و به قولی از تو به خود رسیده ام این که سفر نمی شود) به کوی تو سفر نمودن نیست و مقیم همیشگی کویت شدن؟
چرا همیشه بی انصافی!!! که این افتادن در کوی دوست در اوج غفلت به شناخت تو واداشتنی بس عظیم بود آیا برای همه اینچنین است یا راه گم کردگانیم در عین خوش باوری؟
چرا ...
امروز زمان اقتضا نمودی که بدانیم و بیابیم :
همه و همه از جهل است و والاتر اینکه این همه چرا نیز از جهل و نادانی بشریت است؟
این جاهلانند که به ظاهر پردازند و چه دانند در اعماق اقیانوس حوادث چه لولو و مرجانها نهفته است؟اگر بیاندیشند و صبر کنند و دانایی گزینند!
آری در وادی و کوی یار چرا ! کفر است باید اینگونه بود :
چونان مرده در دو دست مرده شوی
پس این همه چرا ! چرا؟؟؟؟
الهی حال که در غیر افتادگی است دستهامان گیر !!
استاد جان به شاگرد جانانه سخنی گفت : به جای ... علم گزین
علمی که خیر کثیر است و آن نیست جز : فلسفه و حکمت و عرفان
خواننده گرامی !!!!!
برای آشنایی و بهره بردن از این خیر کثیر که حاصل سالها و سالها زحمات و ایثار استادی والا و بالاست سر به آستانش نه و آن اقیانوس لایزالی نیست جز :
سایت اینترنتی استاد فرزانه
دانشمند معظم دکتر سید علی موسوی
![]()
بخوان - بدان و بیاندیش !
اندیشیدنی همراه عمل نه چونان ناقصین که می دانند و علم دارند ولی در عمل تهی از خویشتن حقیقی خویشند
براي اينكه جانمان وادي ايمن شود ![]()
براي اينكه روحمان صيقل خورده تر از قبل در تكاپوي كمال همراه جسممان باشد
و نفسمان آن كه موجب تدبر تن است به درست انديشيمان جامه غرور و سرخوشي تن نمايد و برای اینکه قدرت مراقبه در جان و روحمان متبلور شود و بتوانیم آنگونه باشیم که حضرت دوست آن یار همیشگی و حقیقی و جاودانه مان خواهد !!!!
و برای اینکه حقیقتاْ قدم به سرزمین عرفات نهیم !!!!!
و برای ....
به فرموده حضرت استاد دكتر سيد علي موسوي ![]()
در درس تناسخ جلد نهم اسفار صدرايي :
بايد آزاده بود تا به آزادگي رسيد
« الهبه افاده ما ینبغی لالعوض و لالغرض... »
همه بخشیدنی ها برای هدف است اما
تو می بخشی نه عوض می خواهی و نه غرض داری و
همه فیض تو چون تویی به غیر روان است ...
از سلسله دررهای ناب درسی
حضرت استاد دانشمند معظم دکتر سید علی موسوی
![]()

تا کی دل به پوچ رنگین روزگاران گذرا بستن تا کی در دل عشق پوچ و در سر رویای خام بپرورانم تا کی ....
گيرم صورتم را با آب بشويم، ماندم دلم را با چه بشويم؟
| اين سايت را صفحه ي خانگي خود كنيد |


